گفتم:اتفاقا این فرهنگ خود تهرانی هاست می دونید چرا؟ چون شهرستانی معمولا جایی زندگی می کنه که اکثریت همدیگه رو می شناسند و از ترس آبروشون کاری نمی کنن که مردم پشت سرشون حرفی بزنند چون از شهرستان اومدند هم سوراخ سنبه های تهران رو بلد نیستن حاضرم شرط ببندم اگه الان دنبال یکی از این ماشین هایی که ترقه می اندازن بیفتی چنان پلیسی خودشو گم و گور کنه که عمرا بتونی بگیریش بدون اشتباه هم همه مسیرها رو بره، وگرنه پلیس صدتا صدتا تا الان دستگیرشون می کرد.
راننده یک کم فکر کرد و دیگه هیچی نگفت.
سالها پیش یکی از اقوام دور ما که از سوئد تشریف فرما شده بود یکی از تبلیغات ما رو دید که می گفت" پخش در سینماهای تهران و شهرستان ها"
گفت شما می دونید توی سوئد یا کشورهای دیگه توی تلویزیون اینجور بگن بلوا به پا میشه؟ این یعنی کشور دو بخشه یه بخش تهران یه بخش شهرستان ها!
واقعا هم الان همینطوره که فامیل محترم گفت ، یک خانمی دوست خاله من بود و از نوادگان قاجار گفت تهرانی ها موقعی که تهران پایتخت شده زغال فروش بوده اند ، ساکنین جدید هم که خانواده و وابستگان شاه و درباریان و خدم و حشم بودند
حالا چطوری این جماعتی که یک میلیون هم نبودند در عرض دویست سیصدسال شدند ۲۰ سی میلیون!!!! رو من نمی دونم
شهرهای چند هزارساله ایران حداکثر پانصد هزار نفر هستند ولی تهران چندصدساله شده ۲۰ سی میلیون که همه هم اصیل هستند اجدادشونم ذغال فروش یا نوکر شاه نبودند همه شون اصالت دارند و مثل شهرستانی های گدا گشنه نیستند!!!!!! آره منم دوتا شاخ دارم بقیه هم عرعر می کنند....
بگذریم......
برچسب:
نویسنده: کیان اکبرینژاد