خرید بک لینک
چند وقتی است اوضاع بدتر شده

خواب بودم از خواب پریدم گوشیم رو چک کردم و یک دفعه جلوی در اتاق یک نفر رو دیدم که لباس عروس دکولته پوشیده یود و موههاش رو بالای سرش جمع کرده بود. صورتش رو ندیدم رفت عقب و توی هوا محو شد.

دفعه بعد صدای پا شنیدم یک نفر رو دیدم که سمت حمام رفت بعدش ناپدید شد.

داشتم از توی حیاط وارد آپارتمان می شدم یه پیرمرد پایین پله ها کنار انباری بود ایندفعه با دقت نگاه کردم یه تابلو بزرگ بود خیلی ترسیدم واقعا ترسیدم امروز صبح هم تابلو رو دیدم ترسیدم فکر می کنم یه پیرمرد توی اون تابلو گیر افتاده.

همچنین فکر می کنم که شاید مشکل دارم شاید دارم صحت و سلامت روانم رو از دست میدم . از یک طرف هم احتمال میدم شاید مشکلی ندارم و آپارتمان تسخیر شده است.

این دیدن ها داره زیاد میشه امیدوارم نشونه بدی نباشه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:7 توسط Nana |

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 10:48

صفحه بندی